زيردست اقتصاددان (يا مورخ) فرو ميريزد.
يكي از بهترين نمونهها فهرست بذرهايي است كه در سال 1360 براي منزل ژان خوب
آوردهاند كه در آن هنگام در انگلستان زنداني بود. اين فهرست تصور خوبي از يك
سبزيكاري آن روزگار را بهدست ميدهد شامل ((كلم، پياز، porète (به احتمال زياد ترهفرنگي)، كاهو، اسفناج كوهي، چغندر، جعفري، كاكوتي، گلگاوزبان، خرفه، ترتيزك و غيره)).1 اين مطلب از مقالهٴ چارلز پارين دربارهٴ تكامل فنون كشاورزي از همان كتاب نقل شده است، كه او ميگويد: ((گلگاوزبان در اينگونه فهرستها تازهوارد است و احتمالاً به سدهٴ سيزدهم مربوط ميشود.))
جالبترين كتاب مربوط به كشاورزي در اين عصر كتابي است دربارهٴ شباني كه ژان دو بري در سال 1379 بهزبان فرانسه نوشته است. اين كتاب با زباني ساده و دلپذير همهٴ آنچه را كه يك شبان خوب لازم است بداند، بيان ميكند دربارهٴ گوسفند، هوا، سگ گله، تقويم شباني، وظايف و مزاياي شباني. شبان خوب بايد بتواند حيوانات را وقتي بيمارند مراقبت كند؛ مختصر اينكه وظايف او فراوان و بغرنج است و اعتبار و عظمت او را بايد براساس آنها و خدمتي كه به جامعه ميكند سنجيد، نه با مقام پاييني كه در نظام اجتماعي داراست.
ارزش اقتصادي گوسفند زياد بود، نهتنها بهخاطر پشمش، بلكه بهخاطر كودي هم كه توليد ميكرد. اين مطلب را در انگلستان بهخوبي فهميده بودند، هرچند مقارن اين زمان، عصر زرين خردهمالكي به سرآمده بود. آيلين پاور فقيد در كتاب كوچكش دربارهٴ تجارت پشم در انگلستان ميگويد: ((سدهٴ چهاردهم، از حدود سال 1340 بهبعد، دورهٴ بحران بود و سدهٴ پانزدهم عصر ركود. دربرابر سيطرهٴ آفات و جنگ قيمتها سقوط كرد، سود حاصل از كشاورزي از ميان رفت، جمعيت كاهش يافت و ايجاد مناطق مزروعي تازه متوقف گرديد.
اين آفت بهويژه در زمينهاي كشاورزي محسوس بود، ولي همين امر، ولو احتمالاً با دامنهاي محدودتر، در گلهداري اتفاق افتاد. از تبديل عمدهٴ زمينهاي كشاورزي به مرتع، كه بنابر كتابهاي درسي پس از طاعون سياه روي داد، يافتن نشانههايي دشوار است. كاملاً درست است كه زمينهاي كشاورزي رو به كاهش نهاد و حصارها نشان ميدهد كه برخيشان به چراگاه تبديل شد، ولي اينها زمينهاي حاشيهاي بودند كه در وقت ترقي زير كشت برده ميشدند و در موقع تنزل و ركود بايد ميماندند. احتمالاً آنچه اتفاق افتاد اين بود كه بهعلت ايجاد چراگاههاي تازه چراي بينظم متروك شد. البته انسان ناگزير ميشود به اين نتيجه برسد